مراسم شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

 

 

به مناسبت شهادت مظلومانه صدیقه طاهره مادر سادات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها مراسم سوگواری به مدت سه شب از تاریخ ۱۵/۱/۹۱ تا تاریخ ۱۷/۱/۹۱ به شرح زیر اعلام میگردد:

مداحان : حاج حسین نقیلو - حاج علی عبدی - مرتضی رسولی و حاج صمد مرادی

ملتمس دعا خادمین حضرت رقیه(س)

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا

 

 

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا

منابع مقاله:

زندگینامه چهارده معصوم علیهم السلام ص 37، مظاهری، حسین؛


 

اسم آن خانم، فاطمه است و برای آن بزرگوار هشت لقب ذکر کرده اند: صدیقه، راضیه، مرضیه، زهرا، بتول، عذرا، مبارکه و طاهره (1). از بعضی روایات استفاده می شود که زکیه و محدثه از القاب آن خانم است و کنیه او ام ابیها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقریبا هجده سال است. در روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت به دنیا آمد (3) و سال یازدهم از هجرت، سوم جمادی الثانی (4) به دست گردانندگان سقیفه بنی ساعده شهید شد.

شخصیت حضرت زهرا را با این بحث کوتاه نمی توان معرفی کرد و آنچه در اینجا آورده می شود، قطره ای از دریای فضیلت آن صدیقه شهیده است.

شخصیت اسلامی از دو راه یافت می شود: از راه نسب و از راه حسب و فضایل نفسانی. شخصیت نسبی که اسلام آن را پذیرفته است، تحت تاثیر عوامل مختلفی است: قانون وراثت، تغذیه از راه مشروع، تاثیر محیط، تاثیر همسر و رفیق، اولاد صالح و غیره در تشکیل چنین شخصیتی نقش دارند. زهرا سلام الله علیها از نظر قانون وراثت، پدری چون رسول گرامی دارد که به گفته سعدی همه مراتب انسانیت را به کمالاتش پیموده است. همه تاریکی ها به جمالش روشن شده است و همه صفات او در انتهای خوبی است:

بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله

مادری چون خدیجه دارد که باید گفت اسلام مرهون زحمات آن بزرگوار است. مادری که سه سال، مسلمانان محصور در شعب ابی طالب را اداره کرد و همه اموال خود را در این راه خرج کرد. مادری که چندین سال در مکه با آن مصیبتهای کمر شکن ساخت، و دوش بدوش رسول اکرم، اسلام را یاری فرمود و در این راه سنگها به بدن مبارکش فرود آمد، بی حرمتیها به او وارد شد، شماتتها در این راه دید و هرچه این اتفاقات بیشتر می شد، صبر و استقامت او زیادتر می گشت.

و اما از نظر قانون تاثیر غذا: مورخین نوشته اند که وقتی اراده حق تعالی به خلقت زهرا سلام الله علیها تعلق گرفت، پیامبر گرامی مامور شد که چهل شبانه روز در کوه حرا به ریاضت دینی پردازد. (5)

حضرت خدیجه در خانه خود، از مردم گوشه گرفته و به عبادت مشغول بود و پیامبر گرامی در کوه حرا، پس از آن مدت فرمان آمد که پیامبر به خانه بازگردد. از عالم ملکوت برای آنان غذا آوردند. سپس نور زهرا به حضرت خدیجه منتقل شد.

از نظر تاثیر محیط، زهرا علاوه بر آنکه در دامن مادری فداکار، با گذشت و با استقامت، و در دامن پدری چون پیامبر گرامی پرورش یافت، محیط زندگی او محیط پر تلاطمی بود. مکه با آن مصیبتها و حوادث ناگوار، محیط پرورش او بود. در شعب ابی طالب با آن حوادثی زندگی کرد که امیرالمومنین در نهج البلاغه آنجا را برای معاویه چنین توصیف می کند: «شما ما را سه سال در میان آفتاب زندانی کردید، به طوری که بچه های ما از گرسنگی و تشنگی مردند، بزرگان ما پوست گذاردند، صدای آه و ناله زنها و بچه ها بلند بود...» روشن است بچه ای که در این چنین محیطی پرورش یابد; مخصوصا اگر مربی ای چون پیامبر گرامی داشته باشد، استقامت او، صبر او و سعه صدر او زیاد خواهد بود:

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد

زهرا سلام الله علیها از نظر همسر و مصاحب، و از نظر اولاد صالح نیز، فوق العاده است. شوهری چون امیرالمومنین دارد که بیش از سیصد آیه از قرآن شریف درباره او نازل شده. (6)

شوهری که از نظر تاریخ، قطعی است که اسلام مرهون او است. شوهری که به اقرار خود اهل تسنن، عمر بیش از هفتاد مرتبه در مواقع مختلفه گفته: لولا علی لهلک عمر. (7)

فرزندانی چون حسن، حسین، زینب و کلثوم دارد که اگر نبودند، قطعا اسلام نبود و به گفته امام حسین و علی الاسلام السلام (8) زهرا از نظر فرزند، ام الائمه است، سر مستودع است، مادر عصاره عالم خلقت، حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

و اما از نظر فضایل انسانیت، چه می توان گفت در حق کسی که پیامبر گرامی (ص) کرارا درباره اش فرموده است: ان الله اصطفیک و طهرک و اصطفیک علی نساء العالمین. (9)

همانا خداوند تو را برگزیده و پاکیزه و معصوم گردانیده و تو را بر همه زنها رجحان داده است.

اگر برای فضیلت زهرا چیزی جز سوره کوثر نبود، زهرا را بس بود که بگوید نزد خداوند افضل و برتر از عالمیانم.

انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر ان شانئک هو الابتر. (10)

همانا کوثر را بر تو ارزانی داشتیم، پس برای پروردگارت نماز گزار و قربانی کن، به درستی که بدخواه تو دنباله بریده است.

زهرا از نظر ایمان، راضیه و مرضیه است:

«یا ایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی ». (11)

«ای نفس مطمئنه! - که به مقام شهود رسیده ای - بیا به سوی پروردگارت خشنود شده، و داخل در زمره بندگان من شو و داخل شو در بهشت من.» ما باید بدانیم که القاب چهارده معصوم، کنیه های آنان و اسماء آنان بی سبب نیست. همه آنها سر دارد. معنی ندارد زهرا، صدیقه; زکیه; طاهره; محدثه و ... نباشد و به این گونه لقبها متصف شود. اگر جبرئیل نیاید و با او محادثه نکند و به او محدثه بگویند، دروغ است: تعالی الله عما یقول غیر العارفین فی حقهم، و معنی ندارد کسی محدثه باشد و ایمانش به مرتبه شهود نرسیده باشد.

 

زهرا از نظر علم دارای مصحف است.

از نظر روایات، کتابهایی نزد ائمه طاهرین است که از جمله آن کتابها مصحف فاطمه سلام الله علیها است.

این کتاب را ائمه به آن افتخار می کرده اند و می گفتند: علم ما کان و یکون و ما هو کائن در آن است; و به خط امیرالمؤمنین و املای حضرت زهرا سلام الله علیهما می باشد. (12)

 

زهرا از نظر زهد

شبی که زهرا به خانه امیرالمومنین می رفت، امیرالمومنین فرش خانه اش را از شن تهیه کرد و رسول اکرم جهازیه ای برای زهرا سلام الله علیها تهیه فرمود که همه آن جهازیه شصت و سه درهم می شد.

جهازیه عبارت بود از:

1- عبا 2- مقنعه 3- پیراهن 4- حصیر 5- پرده 6- لحاف 7- دستک 8- بالش 9- آفتابه 10- آب خوری 11- کوزه 12- کاسه 13- آسیای دستی 14- مشک آب 15- حوله 16- پوست گوسفند.

پیامبر گرامی چون جهازیه را دید از چشمهای مبارکش اشک جاری شد و فرمود: «خدایا این جهازیه را که غالب آن از گل است مبارک کن!» (13) زهرا به خانه شوهر می رود و در وسط راه پیراهنی را که از جمله جهازیه او است، به فقیر می دهد و با همان پیراهن کهنه ای که داشت به خانه امیرالمؤمنین رهسپار می شود. (14)

شب عروسی پایان گرفت و صبح، پیامبر گرامی به دیدن زهرا آمد و هدیه آورد. هدیه پیامبر گرامی این بود: علی فاطمة خدمت ما دون الباب و علی علی خدمت ما خلفه.

کارهای داخل خانه برای فاطمه است و کارهای خارج از خانه برای علی.

زهرا از این هدیه، ازاین تقسیم کار به قدری خشنود شد که فرمود:

ما یعلم الا الله ما داخلنی من السرور (15)

جز خداوند کسی نمی داند که از این تقسیم کار چقدر خشنودم.

 

عبادت زهرا

در روایات آمده است که زهرا به قدری روی پا ایستاد و عبادت کرد که پاهای او متورم شد (16) امام حسن علیه السلام می گوید، مادرم از اول شب تا صبح عبادت می کرد و هرگاه از نماز فارغ می شد، به دیگران دعا می کرد. از او پرسیدم که چرا به ما دعا نکردید؟ فرمود: عزیز من اول دیگران، سپس ما - الجار ثم الدار. - (17)

تسبیح حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار با فضیلت است. امام صادق علیه السلام فرموده:

«تسبیح جده ام زهرا سلام الله علیها نزد من از هزار رکعت نماز بهتر است » . (18)

می گویند: زهرا برای کمک، خادمه ای لازم داشت و گرفتن خادم و خادمه در آن زمان رایج و بلکه لازم بود. چون زهرا سلام الله علیها بر رسول الله وارد شد قبل از آنکه در این مورد چیزی بگوید، پیامبر فرمود: زهرا جان می خواهی چیزی به تو یاد دهم که بهتر از دنیا و آنچه در آن است باشد؟ و تسبیح مشهور را به او یاد داد.

زهرا سلام الله علیها با خوشحالی تمام به خانه بازگشت و به امیرالمومنین عرض کرد با دعایی که از پدرم صلوات الله علیه گرفته ام، خیر دنیا نصیب من شده است.

 

سخاوت و ایثار زهرا

مفسرین شیعه و سنی اتفاق دارند که روزی زهرا سلام الله علیها با اطرافیانش روزه بودند. در هنگام افطار فقیری رسید و از آنها چیزی خواست. زهرا، شوهرش، بچه هایش و خادمه اش افطار خود را به آن گدا دادند. زهرا برای افطار روز بعد نانی تهیه کرد. یتیمی آمد، زهرا نان را به یتیم داد در مرتبه سوم نانی تهیه نمود اسیری آمد و افطار خود را به او داد و بالاخره هر سه شب را بدون افطار صبح کرد و آیه شریفه نازل شد «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا. انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاءا و لا شکورا!» (19) «و اطعام کردند طعامی را که دوست داشتند به مسکین و یتیم و اسیر جز این نیست که این کار را فقط برای خدا می کنیم و از شما جز او سپاسی نمی خواهیم » . (20)

 

در خاتمه به تفسیر کنیه و اسم ایشان می پردازیم.

برای القاب زهرا، تفسیرها، تاویلها و گفتگوها چندان است که در این نوشته مجال بازگو کردن همه آن نیست فقط به طور فشرده به تفسیر کنیه و اسم ایشان می پردازیم.

زهرا را ام ابیها گفته اند و این کنیه را که افتخاری بر آن حضرت است، پیامبر گرامی به ایشان داده است. (21)

ام ابیها به معنای «مادر پدرش » ; یعنی زهرا مادر پدر خویش است. این کنیه معانی مختلفی دارد اما بهترین معنی همان است که پیامبر (ص) به این کنیه داد یعنی: «زهرا علت غایی جهان هستی است.» و اگر کسی ادعا کند که واسطه فیض عالم هستی نیز هست، ادعای او بدون دلیل به گزاف نیست.

واما فاطمه، فاطمه را فاطمه گفته اند و این تسمیه اسراری دارد و همه آن اسرار از روایات بهره مند است:

1- سمیت فاطمة فاطمة لانها فطمت من الشر (22)

فاطمه، فاطمه نامیده شده است; چرا که از شر بریده و جدا است.

این جمله اشاره به عصمت زهرا سلام الله علیها است; زیرا مسلما معصومه است و آیه «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (23) درباره او است. (24)

2- سمیت فاطمة لانها فطمت عن الطمث. (25)

فاطمه را فاطمه گوید زیرا بریده است از خونی که زنها می بینند. این تفسیر اشاره به طهارت ظاهری زهرا سلام الله علیها است; زیرا از نظر روایات، چنانچه زهرا مطهره بود از نظر معنی، طاهره بود از خون حیض، نفاس و استحاضه.

3- سمیت فاطمة فاطمة لانها فطمت عن الخلق فاطمه را فاطمه گفتند، برای اینکه بریده شده بود از خلق.

این تفسیر اشاره به مقام فنا و لقای زهرای مرضیه است. کسی که در دل او هیچ کس جز خدا نبود دل او فقط مشغول به خدا است.

4- سمیت فاطمة فاطمة لان الخلق فطموا عن کنه معرفتها.

فاطمه، فاطمه نام گرفت; زیرا مردم از معرفت او بریده شده اند و قدرت بر شناخت حقیقت او ندارند و این تفسیر اشاره به همان مقامی دارد که به واسطه آن مقام ام ابیها نامیده شده است.

5- سمیت فاطمة فاطمة لانها فطمت هی و شیعتها عن النار. (26)

فاطمه را فاطمه گفتند; چون شیعیان خود را از آتش می رهاند و نجات می دهد. این تفسیر اشاره به شفاعت اوست.

6- سمیت فاطمة فاطمة لان اعدائها فطموا عن حبها

فاطمه را فاطمه گفتند، چون دشمنان او بریده می شوند ازمحبت او، و روشن است که کسی که محبت اهل بیت را ندارد به رو در آتش انداخته می شود.

در حق فاطمه چه توان گفت که پیامبر گرامی صلی الله علیه و اله و سلم چون بر زهرا سلام الله علیها وارد می شد یا زهرا سلام الله علیها بر او وارد می شد، چهره زهرا سلام الله علیها و دست زهرا سلام الله علیها را می بوسید و او را استقبال می کرد و به جای خود می نشانید. (27)

و می فرمود: من بوی بهشت را از سینه زهرا استشمام می کنم، ولی همین زهرا سلام الله علیها به قدری برای دیگران متواضع است که وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام از او اجاره می خواهد که کسانی بر خانه زهرا سلام الله علیها وارد شوند، زهرا با آنکه ازاین ملاقات سخت بیزار است; (28) اما چون علی علیه السلام می خواهد آن بانوی متواضع درمقابل شوهر می گوید: خانه، خانه تو و من هم کنیز تو هستم. (29)

زنی می آید و از زهرا سلام الله علیها مساله ای سوال می کند اما چون بیماری فراموشی دارد، ده بار برمی گردد و مساله را سوال می کند در بار دهم از زهرا سلام الله علیها عذر خواهی می کند و زهرا در جواب می فرماید: «در هر بار، پروردگار عالم به من پاداشهای زیادی عنایت می کند پس تکرار سوال تو عذر ندارد» . (30)

زهرا سلام الله علیها وقتی پدر بزرگوارش فضه خادمه را به او داد به دستور پدر کارهای خانه را قسمت کرد: یک روز زهرا سلام الله علیها کارها را انجام می داد و روز دیگر نوبت فضه بود. (31)

نباید فراموش شود و بانوان باید بدانند که زهرا سلام الله علیها و همه اهل بیت علیهم السلام سرمشق زندگی ما هستند، همه باید از پیامبر گرامی و خاندان او سرمشق بگیرند.

قرآن چنین دستور می دهد:

لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة لمن کان یرجوا الله و الیوم الاخر... (32)

به تحقیق که رسول خدا سرمشق است برای کسانی که امید به خدا و روز جزا دارند.

ما اگر سعادت دو جهان را بخواهیم باید پیرو رسول اکرم و اهل بیت گرامی او باشیم. بانوان اسلامی وقتی به سعادت می رسند که در عفت، ایثار، فداکاری، مردم داری، شوهر داری، خانه داری وتربیت اولاد، پیرو زهرا سلام الله علیها باشند.

صاحب وسایل الشیعه در جلد دوم وسایل قضیه ای از زهرا سلام الله علیها نقل می کند که همه مخصوصا بانوان اسلامی باید به آن توجه داشته باشند.

مضمون همه روایات چنین است: «فضه خادمه در روزهای آخر عمر زهرا، سلام الله علیها او را مهموم و مغموم یافت. علت را پرسید زهرا گفت: «چون جنازه مرا بلند می کنند حجم بدن من نمایان است و نامحرم حجم بدن مرا می بیند.» فضه می گوید شکل عماری را برای زهرا رسم کردم و گفتم: در عجم رسم است افراد باشخصیت را در عماری می گذارند. زهرا شاد شد، تبسم نمود و وصیت کرد که جنازه او را در عماری بگذارند.

همه می دانیم که وصیت مؤکد کرد که امیرالمؤمنین علیه السلام او را شب غسل دهد و کفن و دفن کند و کسی را هم خبر نکند. (33)

 

پی نوشت ها:

1- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

2- مناقب ج 3، ص 133 و 133- بحار الانوار ج 43 ص 16

3- شیخ مفید (ره) در حدائق الریاض، مصباح کفعمی (ره) 4- دلائل الامة طبری شیعی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.

5- بحار الانوار ج 6- بیت الاحزان محدث قمی (ره)، ص 5

6- خطیب بغدادی در تاریخ خود ج 6 ص 221 و ابن حجر در صواعق ص 76، شبلنجی در نورالابصار ص 73 از ابن عسکر از ابن عباس: در کتاب خدای تعالی برای هیچ فردی، آنقدر که در فضیلت علی علیه السلام نازل شده، آیه نازل نشده است.

7- سنن بیهقی ج 7 ص 442، ریاض النضره ج 2 ص 196

8- مقتل خوارزمی ج 1 ص 184- لهوف ص 20

9- مناقب ابن شهر آشوب ج 3- امالی صدوق سوره کوثر.

10- سوره کوثر.

11- فجر آیات 27 تا 30.

12- اصول کافی ج 1 بصائر الدرجات.

13- امالی شیخ طوسی / 5 ج 1، ص 39

14- صفوری شافعی در نزهة المجالس ج 2 ص 226.

15- قرب الاسناد - منتهی الامال ج 1.

16- بحار ج 43 ص 84- منتهی الامال ص 161.

17- کشف الغمه ج 2 س 25 و 26- بحار ج 43 ص 81 و 82.

18- وسائل الشیعه ج 4 باب 9 ص 1024.

19- سوره دهر/ (انسان) آیه 7 و 8.

20- امالی صدوق ص 212- 216- تفسیر کشاف تالیف جار الله زمخشری.

21- مقاتل الطالبین، کشف الغمه

22- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 230.

23- احزاب/43.

24- سیوطی در المنثور ج 5 ص 198 زمخشری در کشاف ج 1 س 193 و . . .

25- مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 330.

26- بحار الانوار ج 10.

27- الامامة و السیاسة ج 1 ص 14 علل الشرایع صدوق /5.

28- ترمذی و ابن عبد ربه در عقد الفرید ج 2 ص 3 مناقب ابن شهر آشوب ج 3.

29- علل الشرایع.

30- بحار الانوار کتاب العلم.

31- بحار ج 43 ص 28- بیت الاحزان ص 20.

32- احزاب آیه 21.

33- روضه الواعظین.

شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام /فاطمه خورشیدی که زود غروب کرد

 
 
شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام /فاطمه خورشیدی که زود غروب کرد
 
 

نام و القاب

ریحانه گرامی پیامبر، نام های جاودانه و پرمعنایی دارد که فرشتگان از بارگاه حضرت حق برای پیامبر آوردند. در روایات آمده که: برای ریحانه پیامبر، حضرت فاطمه علیهاالسلام دربارگاه خدا نُه نام مقدس و با عظمت است. این نام های بلند عبارتند از: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیّه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا. گفتنی است که هر یک از این نام ها و القاب آن حضرت، مفهوم و محتوایی ویژه دارد و بیانگر بُعدی از ابعاد شخصیتِ پرشکوه و الهام بخش اوست.

کُنیه های آن حضرتْ ام الحسن، ام الحسین، ام الائمه و ام أبیها است.

 

نام مقدس «فاطمه»

واژه مقدس و پرارج «فاطمه» نخستین نام بلندآوازه ریحانه پیامبر است. حضرت امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: فاطمه در پیش گاه خدا نام های بلند و برگزیده ای دارد و از جمله آن ها فاطمه است. پرسیدند: فاطمه یعنی چه؟ فرمود: منظور این است که او از هر بدی، شرارت و تاریکی جدا و دور است، و ذرّه ای سیاهی و ظلمت در قاموس زندگی او راه ندارد.

 

«زهرا» اختر فروزان

واژه مقدس زهرا، از دیگر نام های حضرت فاطمه است. امام صادق علیه السلام در جواب از این سؤال که چرا زهرا، زهرا نامیده شد؟ فرمودند: زیرا هنگامی که در محراب عبادتش می ایستاد، نور وجودش آسمان ها را نورانی و روشن می ساخت، چنان که ستارگانْ زمین را روشن می سازند.

 

بشارت دیدار الهی و شادی فاطمه علیهاالسلام

پیامبر در بستر بیماری قرار گرفته و یارانْ گروه گروه برای آخرین دیدار به حضور ایشان می رفتند. همسران ایشان پروانه وار به دور آن حضرت می گشتند و در این میانْ فاطمه بیش از دیگران نگران و غمگین بود.

عایشه، یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: رسول خدا به سخن گفتن با فاطمه پرداخت، به طوری که فاطمه سخت از آن گریان و نالان شد. هنگامی که پیامبر ناراحتی دختر خود را دید، به آرامی به او چیزی گفت که این بار فاطمه خندید. عایشه می گوید: از فاطمه علّت خنده پس از گریه اش را پرسیدم، فرمود: گفته های پدرم را فاش نمی کنم. پس از رحلت پیامبر دوباره این سؤال را از او پرسیدم، فاطمه گفت که پدرم فرمود: مرگ من فرارسیده است، به همین دلیل گریستم، ولی بعد فرمود: فاطمه جان، تو اولینِ از اهل بیت هستی که به زودی به من ملحق می شوی، و این خبر بسیار مرا شاد کرد. این لبخند فاطمه، همانند فُزْتُ و رَبّ الکعبه گفتن علی در محراب خونین و رضایت حسین در روز عاشورا است و همه، نمایانگر وجود روحی بزرگ، نشان از عشقِ به وصال این عزیزان است.

 

یاد قیامت و اندوه فاطمه علیهاالسلام

یاد آخرت و قیامت، از اموری بود که فاطمه علیهاالسلام را سخت پریشان و گریانْ و راحتی و آسایش فکری را از او سلب می کرد.

امیرمؤمنان می فرماید: روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله فاطمه علیهاالسلام را دید که از خداترسی بر خود می لرزد و غم و اندوهْ وجود بابرکتش را در برگرفته است. علت ناراحتی اش را پرسید. حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: پدر جان، به یاد روز قیامت افتادم.

 

اندوه فاطمه از انقطاع وحی

یکی از غصّه ها و ناراحتی های زهرای اطهر علیهاالسلام بعد از رحلت پدر بزرگوارش، پایان یافتن نزول وحی بود.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث مفصّلی می فرماید: فاطمه همواره بعد از من ناراحت و گریان است: از طرفی از انقطاع وحی، و از سویی دیگر از فراق من در سوز و گداز است.

ناراحتی و پریشانی بانوی نمونه اسلام از انقطاع وحی و نزول ملائکه، با آن همه سختی های جان سوز که دید، بیانگر فضیلت و کمال او است.

 

عبادت فاطمه علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام سمبل عبادت کنندگان آگاه و عاشق و بتول لقب آن حضرتْ به معنای از همه دل بریده و به خدا دل بسته است. برخی از افراد چنین باور داشتند که در میان اُمّت اسلام، کسی با تقواتر از فاطمه نبود. عشق بسیار او به مناجات با پروردگار، چنان تأثیری در وجود او گذاشته بود که در نمازش از ترس خُدا نَفَسش به شمار می افتاد و آن قدر در نماز می ایستاد که پاهایش ورم می کرد.

وقتی رسول خدا صلی الله علیه و آله دُعایی به او می آموزد، آن بانوی والاگهر می فرماید: این دُعا، از دنیا و آن چه در آن است، در نزدم محبوب تر است. به راستی فاطمه علیهاالسلام اسوه نیکویی بود که عشق به پروردگارش را در دل و جان خود، و محبّت به همه فرزندان و تمام جلوه های زندگی اش را در مسیر آن عشق قرار می داد.

 

تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام

روزی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نزد رسول خدا رفت و تقاضای خدمتْ کاری کرد. پیامبر در پاسخ او فرمود: به جای خادم، هدیه ای به تو می دهم که از همه دنیا ارزشمندتر باشد. هنگامی که برای خواب آماده شدی، سی و چهار مرتبه «اللّه اکبر» و سی و سه بار «الحمدللّه » و سی و سه مرتبه«سبحان اللّه » بگو. از آن روز فاطمه همیشه این ذکر را تکرار می کرد و این ذکرْ به نام «تسبیحاتِ حضرت زهرا علیهاالسلام » شهرت یافت. تأثیر این ذکر بدان پایه است که امام باقر علیه السلام فرمود: خداوند در حمد و ستایش، به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیهاالسلام عبادت نشده است.

 

درس بشردوستی

فاطمه زهرا علیهاالسلام در سراسر زندگی پرافتخار خویش، آموزگار مردمْ خواهی و سمبل واقعی بشردوستی است، چنان که امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: مادرم شب های جمعه تا صبح بیدار می ماند و پیوسته برای مؤمنان دعا می کرد و شگفتا که هرگز برای خود دُعا نمی کرد. از ایشان علّت را پرسیدم. فرمود: فرزند گرامی ام، باید نخست در اندیشه همسایگان و بندگان خدا بود و سپس در اندیشه خود و خاندان خود. فاطمه علیهاالسلام در این سخن به ما می آموزد که باید در همه حالْ دیگران را بر خود مقدم داشت و از خودگذشتگی نشان داد.

 

اُنس فاطمه با قرآن

اُنس حضرت فاطمه علیهاالسلام با قرآن و کلام وحی به گونه ای بود که در حال کار در منزل و آسیایِ جو مشغول خواندن قرآن بود. این انس مقدس، چنان تأثیری در اهل خانه اش داشت که فضّه، خادمه او، تا بیست سال به غیر از قرآن لب نگشود و تمام پاسخ های خود را با آیات قرآن بیان می کرد. هم چنین طبق نقل روایاتْ از آثار این اُنس این است که فاطمه در صحرای محشر هم قرآن زمزمه می کند و هنگام ورود به بهشتْ با تلاوت آیات الهی وارد می شود. نیز ایشان به همسرش علی علیهاالسلام وصیت کرد که برای من در نخستین شبِ مرگم و بر سر تربتم زیاد قرآن بخوان.

 

خوش رویی و خوش اخلاقی فاطمه علیهاالسلام

حضرت فاطمه علیهاالسلام در زندگی زناشویی خود، همواره با همسر بزرگوارش علی علیه السلام با چهره ای گشاده، رویی خوش و لبانی متبسّم رو به رو می شد تا بدین طریق، غبار غم و اندوه از آینه وجود او بزداید و محیط خانه و خانواده را با طراوت و نشاطْ و به دور از یک نواختی و خستگی سازد.تأثیر معجزه آسای خوش رویی و خوش اخلاقی برای تمامی مردان و زنان، به ویژه جوانان در سخن گران سنگ فاطمه زهرا به خوبی نمایان است که فرمود: «پاداش خوش رویی در برابر مؤمن، بهشت است».

 

پاسخ گویی به پرسش های مذهبی

پاسخ گویی به پرسش های فکری و فرهنگی افراد، جلوه ای ارزشمند از ابعاد شخصیتی حضرت فاطمه است. این ویژگی چشم گیرْ در زمانی نمایان می شد که زنان را نه تنها فردی هم چون دیگر افراد نمی انگاشتند، بلکه انسان نیز نمی دانستند و دختران را مایه ننگ و سرافکندگی خانواده می شمردند. او، هم به امور خانه می پرداخت و هم مرجع علوم و معارف الهی بود. از نظر علمْ جُز با امام معصوم قابل سنجش نبود و از نظر اخلاق و برخوردها، باید وی را با پدر بزرگوارش مقایسه نمود. آن حضرت روش برخورد با مردم، به خصوص کسانی را که در حوزه دین ابهاماتی داشتند، از پدرش آموخته بود.

 

خطبه فاطمه علیهاالسلام

سخنوری فاطمه علیهاالسلام با زیباترین و بلندترین کلمات و گزیده ترین معانی، بدون خواندن از نوشته ای و در جمع بی شماری از مردم مدینه، نگین ذرّینی از ارزش های او را نمایان می سازد، به گونه ای که دوستان و دشمنانْ از معانی بی پایان و جلوه دلربای الفاظ، انگشت حیرت بر دهان گذاشته اند و بزرگان عرصه ادب، به تفسیر و توضیح کلمات و عبارات این خطبه پرداخته اند.خطبه تاریخی و حکمت آموز او در شهر مدینهْ در حضور بزرگان مهاجر و انصار، به قدری غنی و پربار است که اگر آن را از کرامات صدیقه زهرا قلمداد کنیم، سخنی به گزاف نگفته ایم. در این خطبه، حیاتی ترین مسائل اسلام و انسان چون: توحید، نبوت، امامت و معاد، با عباراتی بسیار زیبا و با فنون بی شمار ادبی و کلامیْ به تصویر کشیده شده است.

 

فاطمه علیهاالسلام ، مادر نورِ چشمان پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا، دو گل و دو ریحانه خاندان نبوت و امامت را در آغوش ِ خود پرورش داد و بیش از هر مادری، در تربیت آنان می کوشید؛ زیرا این دو، نه تنها دو فرزند او که دو نور چشم پیامبر بودند. گاهی حضرت رسول صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام می فرمود: دو ریحانه ام حسن و حسین را بیاور. وقتی حضرت زهرا آنان را نزد پیامبر می برد، آن حضرت آن دو کودک را به سینه خود می چسباند و می بوسید و مانند گل می بویید.

حضرت زهرا مجتبایی را تربیت کرد که با صلحشْ اسلام را حفظ و سیدالشهدایی را پرورش داد که با جنگشْ اسلام را نگهداری کرد و به یقین، کسی به جز زهرا نمی توانست چنان فرزندانی را به جامعه اسلام تحویل دهد که ولایت و محبّت آنان، اساس اسلام و دوری از آنانْ پایه کفر باشد. او این وظیفه سنگین را به خوبی انجامْ و درس چگونه تربیت کردن را به نسل های آینده و مادران تاریخ آموخت.

 

پرورش شوق پرستش و عبادت در فرزندان

مناجات های جان سوز حضرت فاطمه علیهاالسلام و درس آموزی فرزندان از این سیره، خواندن دعاهای آموزنده، توجه آن حضرت به شب های قدر و هنگام غروب آفتاب برای شبْ زنده داری و دعا کردن فرزندان، آماده سازی کودکان برای آشنایی با قرآن، و نماز و راز و نیاز با خداوند در خُردسالی، از شیوه های تربیتی فاطمه زهرا بود و این گونه، سرزمین پاک و پرطراوت وجود فرزندانش را آماده پذیرش بذرهای بالندگی و بینش صحیح می کند.

 

فاطمه، بهترین یار علی

حضرت زهرا در تمام نُه سالی که با علی زندگی کرد، همسری نمونه بود که به تمام وظایف همسری خود عمل می کرد و هیچ گاه علی را آزرده خاطر نکرد. هرگز سخن خود را بر گفته او برتر ندانست و همواره همسری مطیع و دل سوز بود. در جواب امیرمؤمنان که پرسید: فاطمه جان! چرا نگفتی چیزی در خانه نیست تا فراهم کنم؟ گفت: علی جان! من از پروردگارم حیا می کنم چیزی را که تو به فراهم آوردن آن توان نداری، از تو بخواهم. در مواقع جنگ که علی علیه السلام خسته از نبرد با کفار باز می گشت، فاطمه به پرستاری اش می پرداخت و زخم هایش را مرهم می نهاد، شمشیر خون آلود و لباس های خونین حضرت را می شست و به قدری با او مهربانی می کرد که حضرت تمام خستگی ها و ناراحتی های جنگ را فراموش می کرد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «هرگاه به خانه بازمی گشتم، تمام غم ها و ناراحتی هایم از بین می رفت».

 

خانه فاطمه

در مدینهْ شهر پیامبر، خانه ای بود که رسول خدا به آن خانه و اهلش عشق می ورزید. خانه ای که محلِّ رفت و آمد فرشتگان و نیز بسیار ساده و به دور از تجملات دنیایی بود. حضرت امام خمینی، خانه فاطمه و اهلش را این گونه وصف می کند: «این خانه کوچک فاطمه و این افرادی که در آن خانه تربیت شده اند که به حَسَب عدد چهار، پنج نفر بودند که به حَسَب واقع تمام قدرتِ حق تعالی را تجلّی دادند و خدمت هایی کردند که ما و شما و همه بشر را به اعجاب درآوردند.صلوات و سلام خداوند تعالی بر این حجره محقری که جلوه گاه نور عظمت الهی و پرورش گاه زُبدگان اولاد آدم است. زنی که در حجره ای کوچک و خانه محقری، انسان هایی تربیت کرد که نورشان از بسیط خاکْ تا آن سوی افلاکْ و از عالم مُلکْ تا آن روی ملکوت اعلا می درخشد».

 

فاطمه، در آینه محمد صلی الله علیه و آله

فاطمه علیهاالسلام در آینه محمد صلی الله علیه و آله حوریه ای در سیمای انسان، هم سخن فرشتگان، گل زیبا و عطرآگین بوستان رسالت، پاره وجود، رگ حیات، قلب پیامبر، محبوب دل، عزیزترینِ انسان ها در نزد او، و از شجره مقدس رسالت و از نور وجود خود اوست. او رُکنی از ارکان شکوه بار ایمان، کشتی نجات، رمز خلقت، معیار شناخت حق از باطل، و شبیه ترین افراد به پیامبر در اندیشه، گفتار، رفتار، سیما و سیرت است. دوستی او، هم ردیف دوستی پیامبرْ و پاداش زیارتش، بسان زیارت آن حضرت است و به رهروان راه آسمانی اش، نوید نجات و بهروزی داده اند. او در آینه محمد، تنها بانویی است که همتا و هم شأن امیرمؤمنان و کوثر نورافشانی است که خداوندْ قلب او را سرشار از یقین کرده است.

 

بوسه باران فاطمه علیهاالسلام

فاطمه در پرتو عقل کامل خودْ دوستی و دشمنی، خواستن ها و نخواستن ها و تمامی جلوه های احساس خود را در معیار خداوندی قرار داده بود. از این رو، رسول خدا صلی الله علیه و آله پیوسته دختر عزیزش را بوسه باران می کرد. پیشانی اش را می بوسید که بیانگر تأیید اندیشه و فکر وی بود و بر دستان او بوسه می زد تا به همه بفهماند، که اعمال و رفتار دخترم مورد قبول من است، هر کس با اندیشه های او مخالفت کند، با من دشمنی و مخالفت کرده است.

 

محبت بی مانند فاطمه علیهاالسلام به پیامبر صلی الله علیه و آله

حضرت زهرا علیهاالسلام به پدرش دو نوع محبت داشت: او حضرت رسول را مهربان ترین و کامل ترین پدر می دید و بالاترین محبت فرزندی را به او داشت، ضمن این که یکی از اُمت پیامبر هم بود و او را بالاترین و شریف ترین موجودْ و برترین پیامبری دید. عایشه می گوید: «هرگاه پیامبر بر فاطمه وارد می شد، فاطمه به احترام پدر از جا برمی خاست و دست مبارکش را می بوسید و او را بر جای خود می نشاند». از جمله احادیثی که رابطه عاطفی رسول خدا و زهرا را به خوبی نشان می دهد، این روایت است که: «در هنگام جنگ اُحد، هنگامی که فاطمه و صفیه، عمه پیامبر به رسول خدا صلی الله علیه و آله نزدیک شدند، حضرتْ به علی فرمودند: عمّه ام را از من دور نگه دارید، ولی مانع فاطمه نشوید. فاطمه وقتی چهره حضرت را زخمی و دهان او را آغشته به خون دید، فریاد زد و شروع به پاک کردن خون ها کرد و می گفت: خشم خدا بر کسی که چهره رسول خدا را خونین کرده، شدّت یابد».

 

ادب فاطمه علیهاالسلام

حضرت فاطمه، در پرتو حساسیت روح و سرعت فهمشْ در رعایت قانون و آداب اجتماعی سرآمد بود. مفسّران نوشته اند بعد از این آیه شریفه که می فرماید: «خطاب کردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب کردن برخی از خودتان، به برخی دیگر قرار ندهید.» نازل شد که به معنای این است که پیامبر را با عنوان مورد نظر خدا و هماهنگ با رسالت او صدا زنند، نه با اسم تنها، ریحانه پیامبر که سمبل ادب و پیش تاز در عمل به قرآن شریف بود، دیگر پیامبر را «پدر» صدا نزد ؛ بلکه با عنوان رسالت «یا رسول اللّه » صدا می زد. تا این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «فاطمه جان! این آیه درباره تو و فرزندانت نازل نشده است. تو از من هستی و من از تواَم. تو به من «بابا» بگو که این عبارت، قلب مرا بهتر زنده می کند و پروردگارت را خشنود می سازد».

 

محبّت پیامبر به حضرت زهرا علیهاالسلام

محبّت بی مانند رسول خدا و فاطمه به هم دیگر، فراتر از محبت پدر و فرزندی بود. رابطه آن دو، پیوندی روحانی بود که ریشه در شناخت این دو شخصیّت شگرف و ارجمندْ از عظمت وجودی یک دیگر و هم دلی آنان داشت. پیامبر، هر بامداد و شام گاه از پنجره ای که خانه فاطمه را به خانه اش پیوند می داد، به او سلام و درود می فرستاد. پیامبر در منبر و محراب و کوچه و خیابان، و در برابر آشنا و بیگانه و در هر محفل و مجلسی، از فاطمه تجلیل می کرد. وقتی فاطمه به خانه علی می رفت، پیامبر تاب جدایی او را در خود نمی دید. پیش از هر سفر، آخرین خداحافظی را از دخترش می نمود و توشه از چهره او بر می گرفت و در بازگشت از سفرْ پیش از همه، به دیدار او می رفت.

 

پاداش پرشکوه آموزگاران دینی

پاسخ گویی به پرسش های دینی، فکری و فرهنگی، جلوه ای ارزشمند از ابعاد شخصیتی حضرت زهرا است. روزی زنی نزد زهرا آمد و گفت: مادر پیری دارم که در مسائل نماز مشکلاتی دارد، مرا فرستاده تا از شما سؤال کنم. حضرت فرمود: بپرس و آن زن هم مسائل فراوانی مطرح کرد و یک یک پاسخ شنید. همین که احساس کرد پرسش هایش زیاده از حد شده، خجالت کشید و گفت: بیش از این نباید شما را زحمت دهم. ولی فاطمه به او فرمود: اگر کسی را اجیر کنند که بار سنگینی را تا ارتفاع بالا ببرد و در پایانْ یک صد هزار دینار طلا مُزد بگیرد، آیا این کار مشکل است؟ زن جواب داد: نه، هرگز! آن گاه حضرت پاداش پاسخ دادن به پرسش های مردمان را بی شمار دانسته و حدیثی از رسول خدا درباره ارزش علم و عالم بیان کرد، به گونه ای که آن زنْ شادمان و خرسند با حضرت فاطمه خداحافظی کرد و رفت.

 

امور مورد علاقه فاطمه

هر کس به تناسب اندیشه، عقیده و دریافت خویش از زندگیِ در دنیا، به چیزهایی دل می بندد و به کارهایی دل خوش می دارد. حضرت فاطمه به دلیل اوج اندیشه و آراستگی به ارزش های والای انسانی، در زندگیِ این جهانْ به پیوندی دائمی با خدا، نگرش بر چهره پیامبر، و مهر به انسان ها برای خشنودی خدا دل خوش است. او در این مورد فرمود: «مردم! از دنیای شما سه چیز برایم دوست داشتنی است: تلاوتِ متفکرانه آیات قرآن، نگرش درس آموز بر چهره پرمعنویت پیامبر و الهام از راه و رسم زندگی آزادمنشانه و خداپسندانه او، و بشرْدوستی و مردمْ خواهی و انفاق در راه خدا».

 

پیروان واقعی پیامبر صلی الله علیه و آله

بانویی حق جو به خواست همسرش به محضر فاطمه علیهاالسلام شرف یاب شد تا از مادر ائمه هدی بپرسد که با چه اندیشه و عملکردی، از پیروان پیامبر خدا به شمار می آید؟ حضرت فاطمه به جای پاسخی فردی، معیار جامعی را برای تمام نسل ها ترسیم نمود. ایشان فرمودند: «اگر به راستی به آن چه ما براساس فرمان های خدا به شما امر می کنیم، عمل کنید و از آن چه هشدارتان می دهیم، دوری جویید، از پیروان ما هستید و به حقْ از دوست داران ما، و اگر جز این باشد، در آن صورت شما از راه و رسم، فرهنگ، اخلاق و دین ما بیگانه اید».

 

فاطمه علیهاالسلام پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله

مصیبت از دنیا رفتن پیامبر، همه اهل مدینه را غمگین ساخته بود، ولی در میان آنانْ غم و اندوه فاطمه علیهاالسلام از همه بیشتر بود. ایشان از فرط گریه و زاری آرام و قرار نداشت و این حالتْ تا زمان رحلت ایشان ادامه یافت. امیرمؤمنان می فرماید: «وقتی که پیکر پیامبر را در پیراهنش غسل می دادم، فاطمه گفت: پیراهن پدرم را نشان بده و وقتی که چشمش به پیراهن افتاد، شروع به بوییدن نمود و در همان حالْ بیهوش شد. پس از این اتفاق، پیراهن را از نظرش پنهان کردم».

 

در سوگ خورشید

زهرا علیهاالسلام در هفتمین روز از درگذشت خورشید رسالت، با روح بزرگ پدرْ سخن ها گفت؛ از جمله فرمود: وا محمدا! ای برگزیده پروردگار وای بهار یتیمان...! چه کسی در برابر قبله و جای گاه نماز تو بایستد و چه کسی دختر غم دیده تو را پناه باشد؟ این جملاتْ نشانه ای از معرفت فاطمه است. اوست که می فهمد چه فاجعه ای برای بشریّت پیش آمده، اوست که می فهمد انقطاع وحی یعنی چه و به سوگ می نشیند.

 

وصیت های فاطمه علیهاالسلام به علی علیه السلام

فاطمه علیهاالسلام در آخرین لحظات پرواز روح از پیکر پاکش، سفارش هایی به همتای زندگی اش علی علیه السلام نمود که برگزیده آن بدین صورت است: ای پسر عمو! بعد از من «اَمامه» دخترْخواهرِ زینب را به عقد خود در بیاور، زیرا او برای فرزندانمْ در مهربانی مانند من است. خودت مرا غسل و کفن کن، نماز بخوان و شبانه دفن کن. با بانگ بلند با حسن و حسینم صحبت مکن، زیرا تا لحظاتی دیگر، آنان یتیم و بی مادر خواهند شد. از جانب من، فرزندانم را تا روز قیامت سلام برسان.

 

پرواز به سوی ابدیت

آفتاب وجود فاطمه علیهاالسلام در حال غروب کردن است. فاطمه علیهاالسلام از اَسماء، یار وفادارش خواست که آب وضو برایش فراهم کند. پس وضو گرفت و خود را خوش بو کرده و لباس های نو خویش را پوشید و برای ملاقات با پروردگارش آماده شد. بعد رو به قبله خوابید و به مناجات عاشقانه با حضرت حق پرداخت. اسماء می گوید: «در این هنگام، صدای او خاموش شد. به درون اتاق رفتم و دیدم روح قدسی اش به آشیانه اصلی خود پرواز نموده است».

خبر از دنیا رفتن فاطمه علیهاالسلام به علی علیه السلام رسید. حضرت علی علیه السلام با صورت به زمین افتاد و ناله ای جان سوز سر داد و گفت: «ای دختر محمد! بعد از تو دلم به چه کسی تسلّی یابد که تو تنها تسلاّی خاطر من بودی».