ناگفته هایی از وصیت نامه حضرت زهرا(س)


ناگفته هایی از وصیت نامه حضرت زهرا(س)

آنچه از احادیث معتبر و اخبار راویان اهل سنت بر می آید این است که حضرت فاطمه (س) سه وصیت نامه آنهم در موضوعات مختلف داشته اند. وصیت نامه مالی،سیاسی الهی و وصیت نامه مکتوب که اندیشیدن و تفکر در هریک از این وصایا می تواند چراغی روشنگر باشد برای اهل بصیرت و تفکر.


به گزارش ویژه نامه ایام فاطمیه باشگاه خبرنگاران، وصیت نامه حضرت زهرا(س) مانند زندگی کوتاه اما پرخیر و برکتشان پر است از درس ها ونکته ها.درس هایی که می توانند سرمشقی برای پیروان راستین اهل بیت (ع)قرار گیرد و چراغ راهشان باشد.اما آنچه از احادیث معتبرو اخبار راویان اهل سنت بر می آید این است که حضرت فاطمه (س)سه وصیت نامه آنهم در موضوعات مختلف داشته اند.وصیت نامه مالی،سیاسی الهی و وصیت نامه مکتوب که اندیشیدن وتفکر در هریک از این وصایا می تواند چراغی روشنگر باشد برای اهل بصیرت و تفکر.

الف. وصیت‌نامه مالی حضرت زهرا(س)
پس از رحلت رسول خدا(ص)بود که فاطمه(س) در مورد اموال موقوفه و شخصی خویش وصیت کردندو بسیاری از اموالی را که از رسول خدا(ص) به ایشان رسیده بود، وقف کردند. نقل شده است: بعد از رحلت رسول خدا(ص)، عباس بن عبدالمطلب نزد دختر پیامبر رفت و از وی خواست تا مقداری از اموال رسول خدا را برای پذیرایی از مهمان‌ها و مصارف دیگرش به وی بدهد، لکن معلوم شد دختر پیامبر همه آنها را در راه خدا وقف کرده و چیزی باقی نمانده است.



ذکر دو نمونه دیگر از وصایای مالی حضرت زهرا(س)خالی از لطف نیست.

۱. حیطان سبعه

حیطان سبعه، باغ‌های هفت گانه‌ای بود که اطراف آن دیوار کشیده شده بود. بنا به روایتی، حضرت فاطمه(س) وصیت کرده بود تا این باغ‌ها وقف امور خیریه شود. ابوبصیر می‌گوید: خدمت امام باقر(ع) رسیدم. او فرمود:آیا وصیت‌نامه مادرم فاطمه(س) را دیده‌ای؟ عرض کردم: نه. سپس درخواست کردم آن را بر من بخواند. امام باقر(ع) زنبیل کوچکی را آوردند و نوشته‌ای را در مقابلشان نهادند که درباره حیطان سبعه بود. در آن وصیت‌نامه آمده بود.

«بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد رسول الله(ص) اوصت بحوائطها السبعه: العواف و الدلال و البرقه و المثیب و الحُسنی و الصافیه و مالام ابراهیم الی علیٌ بن ابی‌طالب(ع) فإن مضی علیّ فإلی الحسن فإن مضی الحسن فإلی الحسین فإن مضی الحسین فالی الاکبر من ولدی. شهد الله علی ذلک و المقداد بن الاسود و الزبیربن عوام و کتب علی بن ابی‌طالب(ع)؛»



به نام خداوند بخشنده مهربان. این، چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول الله(ص) بدان وصیت کرده است. فاطمه(س) وصیت می‌کند به باغ‌های دیوار کشیدة هفت‌گانه که عبارت‌اند از: العواف، الدلال، البرقه، المثیب، الحسنی، الصافیه، و مشربه ام ابراهیم... که درآمد اینها باید در راه خدا برای نصرت اسلام مصرف شود. من وصی خود را علی بن ابی‌طالب(ع) قرار می‌دهم. چنانچه او درگذشت، وصی من فرزندم حسن است و اگر او درگذشت، فرزند دیگرم حسین وصی من است و چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آمد، بزرگ‌ترین فرزند پسر باقیمانده‌ام آن را به عهده می‌گیرد. خداوند را بر این وصیت شاهد می‌گیرم و همچنین مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر آن گواهی خواهند داد.

امام باقر(ع) فرمود : مادرم فاطمه(س) این وصیت را انجام داد و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) آن را نوشت و برای همیشه باقی ماند.[۱]



۲. أمُّ العیال

ام العیال از دیگر موقوفات فاطمه زهرا(س) است که بیست هزار نخل داشت و نیز میوه‌هایی چون لیمو و پرتقال و ... در آن کشت می‌شد. فاطمه اطهر(س) آن را نیز وقف فقرا و سادات کرد که در کتاب‌های عامه و خاصه چنین آمده است: أمُّ العیال صدقة فاطمه بنت رسول الله(ص)؛ ام العیال صدقه فاطمه دختر رسول خداست.
حضرت فاطمه(س) برای آن هم وصیت‌نامه خاصی نوشت؛ زیرا این منطقه از اهمیت والایی برخوردار بود. امّ العیال امروز هم دارای چشمه‌های پر آب و سرشار است و از مناطق سرسبز و ییلاقی به شمار می‌رود.[۲]

ب) وصیت نامه الهی ـ سیاسی

آن حضرت وصایای شفاهی و غیر مکتوب نیز داشت و به حضرت امیرمؤمنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصیت در آخرین ساعات واپسین عمر مطرح شد و فرازهای مختلفی دارد.



۱. ای علی! مرا یاد کن.

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمؤمنان علی(ع) فرمود:

قالت: یا اَبَاالْحَسَنِ لَمْ یَبْقَ لِی اِلاّ رَمَقٌ مِنَ اَلْحَیاةِ وَ حَانَ زَمانُ الرَّحِیلِ وَالْوِداعِ فَاسْتَمِعْ کَلامِی فَاِنَّکَ لا تَسْمَعُ بَْعدَ ذلِکَ صَوْتَ فاطِمَةَ أبَداً اوُصیکَ یَا اَبَاالْحَسَنِ اَنْ لا تَنْسَانِی وَ تَزُورَنی بَعدَ مَمَاتِی؛ ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی.[۳]


۲.خواندن قرآن

همچنین حضرت زهرا(س) در کلمات ارزشمند دیگری، به امام علی(ع) وصیّت فرمود که: اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ ألْحِدْنِی وَ سَوِّ التُّرابَ عَلَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَأسِی قَبالَةَ وَجْهِی فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ وَالدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی اُنْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِکَ فِی وَلَدیِ خَیْراً؛

وقتی وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر، و بر من نماز بگزار، و مرا درون قبر گذاشته، دفنم کن و خاک را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم.[۴]



۳. ازدواج با امامه

از وصایای دیگر حضرت زهرا(س) به علی(ع)، توصیه به ازدواج با دختر خواهر فاطمه(س) امامه بود که فرمود:

جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یَابْنَ عَمِّ رَسولِ اللهِ اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی بِاِبْنَةِ اُخْتِی اَمَامََةَ فَاِنَّها تَکونُ لِوَلِدِی مِثْلِی فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ؛[۵] ای پسر عموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند. پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است.[۶]



۴. آنان را آگاه مساز!

حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام علی(ع) وصیت کرد:

اِنِّی اُوصیِکَ اَنْ لایَلِیَ غُسْلِی وَ کَفَنِی سِواکَ وَ اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیْلاً وَ لا تُؤذِّنَّنَ بِی اَحَداً، وَ لا تُؤذِنَنَّ بِی اَبَابَکْرِ وَ عُمَرَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ(ص) اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَ لا عُمَرُ؛[۷]



همانا من تو را وصیت می‌کنم که غسل و کفن کردن مرا کسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا(ص) که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.[۸]

امام صادق(ع) نقل فرمود که حضرت زهرا(س) در لحظه‌های آخر زندگی خطاب به علی(ع) فرمود:

اِذا تَوَفَّیْتُ لا تُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَةَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّةَ وَ مِنَ الرِّجالِ اَبْنَیَّ وَ الْعَبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَبّاذَرَ وَ حُذَیْفَةَ وَ لا تُدْفِنِّی اِلاّ لَیْلاً وَ لا تُعْلِمْ قَبْرِی اَحَداً؛[۹] وقتی وفات کردم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به امّ سلمه و امّ ایمن و فضّه، و از مردان به دو فرزندم حسن و حسین(ع) و عبّاس و سلمان و عمّار و مقدار و اباذر و حذیفه خبر ده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند.[۱۰]

حضرت زهرا(س) به اسماء بنت عمیس فرمود:

یا اَسْماءُ اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی اَنْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی‌طالِبٍ(ع) وَ لا تُدْخِلِْی عَلَیَّ اَحَداً؛[۱۱] ای اسماء، وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی(ع) مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید.[۱۲]



۵. دشمن من و رسول خدا را آگاه مکن!

همچنین آن حضرت خطاب به امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود:

اُوصِیکَ اَنْ لایَشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هؤلاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیْلِ اِذا هَدَأت الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛[۱۳] (ای علی) تو را وصیت می‌کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند.[۱۴]



ج) وصیت نامه مکتوب

سخنان فاطمه(س) در آخرین لحظات با شوهر مظلوش به پایان رسید. او با ذکر شهادتین برای همیشه چشمان خود را بر روی دنیا بست و به دیار ابدی، نزد پدرش رسول گرامی اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خویش نگاه کرد، چشمش به بسته‌ای افتاد که از همسرش به یادگار مانده بود. آن را باز کرد و دید حضرت فاطمه، چنین وصیت کرده است:

بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَةُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّةَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَةَ آتِیَةٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَةُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لأکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرةِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَةِ؛[۱۵] به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید.
ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم.[۱۶]



پی نوشت ها:
[۱] . فروع کافی، شیخ کلینی، ج۷، ص۴۸، حدیث۵؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۳۵.
[۲] . معجم معالم الحجاز، عاتق بن غیث البلادی، ج۶، ص ۱۹۴.
[۳] . کتاب زهرة الریاض کوکب الدّری، ج۱، ص۲۵۳.
[۴] . بحارالانوار ، ج۷۹، ص۲۷.
[۵] . طبری عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی عن ابن ابی زائده عن أبیه عن محمد بن الحسن عن ابی بصیر عن ابی عبدالله قال امیرالمؤمنین .
[۶] . بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷؛ ج۷۸، ص۲۵۳؛ ج۲۸، ص۳۰۴؛ علل الشرائع، ج۱، ص۱۸۸.
[۷] . روضة الواعظین ذکر حدیثاً فی مرض فاطمه، ص ۱۳۰.
[۸] . کشف الغمة ، ج ۲، ص ۶۸.
[۹] . الطبری الامامی عن احمد بن محمد الخشّاب عن زکریا بن یحیی ابن ابی زائدة عن أبیه عن محمد بن الحسن عن أبی بصیر عن ابی عبدالله قال... .
[۱۰]. دلائل الامامة طبری، ص۴۴؛ بحار الانوار، ج۷۸، ص۳۱۰.
[۱۱]. عن عمارة بن المهاجر عن ام جعفر.
[۱۲]. ذخائر العقبی، ص ۵۳.
[۱۳]. عن علی بن احمد بن العباس احمد بن یحیی عن عمرو ابن ابی المقدام و زیادبن عبیدالله قالاعن اباعبدالله... .
[۱۴]. بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۰۹؛ ج۷۸، ص۲۵۳؛ ج۲۸، ص۳۰۴.
[۱۵] . عن ابن عباس قال... .
[۱۶]. کتاب عوالم، ج۱۱، ص۵۱۴؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۴؛ ج۱۰۰، ص۱۸۵؛ ج۷۸، ص۳۹۰.

ناگفته هايی از شهادت حضرت زهرا(س)


پيش از بيان هر چيزی بهتر است برخی كتب اهل سنت كه در حديث به آنها استناد می كنند را معرفی نماي یم. معتبرترين اين كتب صحيح مسلم و صحيح بخاری هستند كه اهل سنت معتقدند كه اين صحيحين اصح كتب بعد از قرآن هستند. هر چند اشكالات زيادی به اين كتب وارد است كه بحث آنرا به بعد موكول می كنم. به اعتراف اهل سنت، سه چهارم احاديث آنها از طريق عايشه دختر ابوبكر نقل شده است. در مورد آزار اذيت هايی كه عايشه در حق پيامبر(ص) و حضرت زهرا(س) روا داشته سخن بسيار است كه اگر بخواهم وارد اين بحث شوم مثنوی هفتاد من كاغذ شود. او خود از جاعلين زبردست حديث نيز بوده است. بعنوان نمونه عرض کنم بعد از آيه حرمت ازدواج همسران پيامبران با کس ديگر عايشه فتوای جالبی دارد: او گفت هر مردی و لو ۵۰ ساله از سينه زنی شير بخورد پسر رضاعی او محسوب می شود! و برای صحت ادعای خود به آيه ای از قرآن اشاره می کند که پيامبر آنرا بر پوستی نوشته بود که ناگهان بزی آنرا خورد و اين آيه در قرانی که دست شماست موجود نيست! و بنا بر نقل تاريخ با هر که می خواسته محرميت داشته باشد او را نزد خواهر خود می برده که از او شير بخورند و به عايشه محرم شوند!! اين موضوع را علامه عسکری در کتاب نقش عايشه در احاديث اسلام از علمای بزرگ اهل سنت نقل کرده است.

 راوی بعدی كعب الاحبار يهودی است كه برای در امان مانده از پرداخت جزيه( پولی كه غير مسلمانان بايد در قبال زندگی در سرزمين آنان بايد به مسلمانان بپردازند) تظاهر به اسلام كرده بود.

راوی بقيه احاديث عمدتاً ابوهريره است كه خود شاگرد کعب الاحبار است و بنقلی در ايامی كه جعل حديث رواج داشته، اين بزرگوار بتنهايی سي هزار حديث نبوی جعل كرده است! لقب ابوهريره را پيامبر(ص) به جهت علاقه بيش از حد آن بزرگوار به گربه به ايشان داده است! کعب الاحبار از او بعنوان برترين صحابی پيامبر ياد می کند. او وقاحت در جعل حديث را به حدی رسانده بود که حتی عمربن خطاب نيز بر نمی تابد و او را تازيانه ميزند. او اکثر احاديث را در زمان حکومت معاويه جعل نمود.

جالب اينجاست كه اهل سنت بخاطر عنادی كه امير المؤمنين(ع) و حضرت زهرا(س) دارند - هر چند بناچار مجبورند كه مقام عظيم آنها اقرار كنند- اهتمام بسياری داشته اند كه هرگز حديثی از آن بزرگواران نقل نكنند. در حقانيت اين سخن همين بس كه تعداد كل رواياتی كه از امير المؤمنين (ع) نقل كرده اند از ۲۹ مورد تجاوز نمی كند كه سند ۲۳ مورد آنرا ضعيف می دانند! از حضرت فاطمه (س) نيز در كل ۱۸ روايت در كتب حديثی آنها موجود است! ( رجوع شود به مقاله حضرت فاطمه زهرا از ولادت تا افسانه شهادت، نوشته عبدالعزيز نعماني، نشريه ندای اسلام، شماره ۳ حوزه علميه اهل سنت زاهدان)

با وجود همه تلاشهايی كه اهل سنت بكار بسته اند تا هر حديثی كه بطلان آن مذهب ساختگی را ثابت كند را كنار بگذارند، اما بمصداق آيه يريدون ليطفؤا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو كره الكافرون، حقيقت حتی در كتب خود آنها آشكار است هر چند كافران را خوش نيايد. تنها کاری که الان می توانند برای جلوگيری از دستيابی حق جويان سنی انجام دهند اين است که ديگر هرگز کتب روايی خود را به  طور کامل چاپ نمی کنند و تنها به چاپ گزيده آنها بسنده می کنند. براستی کدام يک از جوانان امروز اهل سنت مجلدات کامل صحيحين را ديده است؟

فاطمیه نباید تحت الشعاع نوروز قرار گیرد. اختلاف و تشنج به مصلحت کشور نیست.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی«مد ظله» در آخرین جلسه درس خارج فقه خود در سال 91 که با حضور طلاب و روحانیان در مسجد اعظم قم برگزار شد، به همزمانی عید نوروز با ایام فاطمیه اشاره و خطاب به مسؤولان صدا و سیما تاکید فرمودند: ما به صدا و سیما اعلام می کنیم به گونه ای عمل نکنند که که فاطمیه و تاریخ حضرت زهرا(س) تحت الشعاع قرار گیرد.

 ایشان با تاکید بر این که ما باید همیشه شاخصه ها را در نظر بگیریم و صدا و سیما نیز در برنامه هایی که دارد باید مراقب باشد تا فاطمیه تحت الشعاع قرار نگیرد، ابراز داشت: برخی می گویند رهبری و برخی دیگر از علما و مراجع از برنامه های صدا و سیما تمجید و تجلیل کرده اند، در این باره باید دقت کرد که رهبر معظم انقلاب از موقعیت بالاتری مسائل را مورد توجه قرار می دهند و از سویی دیگر تمجید از یک برنامه دلیل نیست که تمام کارهای شما خوب باشد.

 معظم له همچنين فرمودند: ما به عنوان حوزه از موضع امر به معروف و نهی از منکر مطالب را بیان می کنیم و اگر تشکری از صدا و سیما می شود دلیل بر این نیست که در همه کارها و برنامه ها بی اشکال هستند.

 این مرجع تقلید عالیقدر شیعه با یادآوری تاکیدات رهبر معظم انقلاب مبنی بر این که نباید کشور را متشنج و متزلزل نشان داد چراکه دشمن به دنبال سؤ استفاده و توطئه علیه کشور ما است،‌ به اظهارات اولاند اشاره و تصریح کردند: وی این نکته را مطرح کرده که ایران برای کل جهان خطر است؛ این مساله ناشی از این است که نظام ما و فکر انقلابی ملت ایران جریانی بوجود آورده که به ضرر استکبار و جباران است.

 حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی«مد ظله» بیداری اسلامی نشات گرفته از انقلاب اسلامی ایران را به ضرر استکبار جهانی دانست و گفت: این مساله سبب هراس و کینه استکبار شده است و در برابر توطئه آنها باید نظام مستقل و آرام خود را حفظ کنیم.

 ایشان با بیان این که اختلاف، تفرقه و تشنج به صلاح نیست، تصریح فرمودند: همه باید فضای کشور را آرام و بدون تشنج نگه داریم؛ مسؤولان نیز به فکر رفع مشکلات اقتصادی، حل گرانی و تامین مایحتاج مردم باشند و کسبه و بازاریان نیز انصاف را رعایت کنند. 

 حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی«مد ظله» در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به فرازهایی از بیانات حضرت امام علی(ع) در کتاب شریف نهج البلاغه، از موعظه به عنوان زنده کننده دل ها یاد کردند.

شهادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) و روایات اهل سنت


در رابطه با شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)،  این سوال مطرح است که آیا آنطور که شیعه اعتقاد دارد که غاصبان خلافت بر در خانه امیرالمومنین رفته و برای بیعت ستاندن از ایشان به ساحت حضرت زهرا(سلام الله علیها) جسارت نمودند و با صدمات وارده بر ایشان موجب سقط فرزندشان محسن شده و منجر به بیماری و شهادت ایشان شدند؛ آیا اهل سنت نیز این ماجرای تاریخی را ذکر نموده اند؟


حضرت فاطمه زهرا

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است.(1)

اما تواریخ و مدارك سنى و شیعه بر این مطلب اتفاق دارند كه مامورین ابوبكر به خانه ى حضرت زهرا حمله كردند و خلیفه دوم هیزم طلبید و اهل خانه را تهدید به احراق نمود. حتى نوشته اند كه به خلیفه دوم گفته شد: زهرا در این خانه است. پاسخ داد: اگر براى بیعت حاضر نشوند خانه را آتش مى زنم گرچه زهرا در آن باشد. امثال ابوالفداء و ابن ابى الحدید و ابن قتیبه در الامامه والسیاسه و بلاذرى در انساب الاشراف و احمد بن محمد در عقد الفرید و یعقوبى و دیگران موضوع حمله و تهدید را نوشته اند خود ابوبكر هم هنگام وفات از حمله ى به خانه ى زهرا اظهار ندامت نمود (ابن ابى الحدید ج 2 ص 46)

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر خلیفه دوم، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفا سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آن ها خودداری نمودند.»(2)

بطور مثال نمونه هایی در منابع اهل سنت آمده است:

1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»(3)

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: « عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»(4)

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:« به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود.»(5)

«چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است

3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا علیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که از دنیا رفت.»(6)

4- سکونی یکی از راویان اهل سنت است(7) او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شما نمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) و مصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.(8)

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد.

حضرت فاطمه زهرا

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)(9)

از دیگر منابعی که در آن تهدید به آتش زدن خانه وحی از طرف عمر ، به صراحت وارد شده است ، تاریخ الامم و الملوک ( تاریخ طبری ) تالیف ابی جعفر محمد بن جریر طبری متوفی سال 310 ه ق می باشد.

طبری در تاریخ خود ج2 ص 443  ( باب السنه الحادیه عشره من الهجره )  با سند خود بیان می کند که :

حدیث کرد ما را ابن حمید ، گفت حدیث کرد ما را جریر بن مغیره از زیاد بن کلیب که گفت : عمر بن خطاب به منزل علی ( علیه السلام ) آمد در حالیکه طلحه و زبیر و مردانی از مهاجرین در آنجا بودند . پس گفت : به خدا قسم که شما را به آتش می کشم مگر اینکه برای بیعت خارج ( از خانه ) بیرون آیید. زبیر با شمشیر بر او وارد شد . پس شمشیر را از دستش انداختند و و بر وی هجوم آورده و او را گرفتند.

نظر یکی از علمای معاصر اهل سنت نیز به نقل زیر است:

عبد الفتاح عبد المقصود :

این دانشمند خبیر و شهیر مصری ، داستان دربارِ? هجوم به خان? وحی را در دو مورد از كتاب خود آورده است كه ما به آن‌ها اشاره می‌كنیم :

عمر گفت : قسم به كسی كه جان عمر در دست او است ، بیرون بیایید و الا خانه را بر سر ساكنانش به آتش می‌كشم ! گروهی كه از خدا می‌ترسیدند و حرمت پیامبر را در نسل او نگه می‌داشتند ، گفتند : ای أبا حفص ! فاطمه در این خانه است . و او بی پروا فریاد زد : باشد ! عمر نزدیك آمد و در زد ، سپس با مشت و لگد در كوبید تا به زور وارد شود ، علی (علیه السلام) پیدا شد .

صدای ناله زهرا در آستانه خدا بلند شد . آن صدا ، طنین استغاثه‌ای بود كه دختر پیامبر سر داده و می‌گفت : پدر ! ای رسول خدا ...

«بابا ای رسول خدا ... ای بابا رسول خدا! ...» گویا از تکان این صدا زمین زیر پای آن گروه ستم پیشه به لرزه درآمد ...باز زهرا نزدیک تر رفت و به آن تربت پاک روی آورد و همی به آن غایب حاضر استغاثه می کرد:«بابا ای رسول خدا... پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابی قحافة چه برسر ما آمد!» دیگر دلی نماند که نلرزد و چشمی نماند که اشک نریزد

می‌خواست از دست ظلم یكی از اصحابش او را كه در نزدیكی وی در رضوان پروردگارش خفته بود ، برگرداند ، تا كه سركش گردن فراز بی پروا را به جای خود نشاند و جبروتش را زایل سازد و شدّت عمل و سختگیریش را نابود كند و آرزو می‌كرد قبل از این كه چشمش به وی بیفتد ، صاعقه‌ای نازل شده او را در یابد .

وقتی جمعیت برگشت و عمر می‌خواست همچون آهوان رمیده ، از برابر صیحه زهرا فرار كند ، علی از شدت تأثیر و حسرت با گلوی بغض گرفته و اندوهی گران ، چشمش را در میان آنان می‌گردانید و انگشتان خود را بر قبضه شمشیر فشار می‌داد و می‌خواست از شدت خشم در آن فرو رود.(10)

و باز در همان كتاب می‌نویسد :

مگر دهان مردم بسته و بر زبانها بند است كه قصه هیزمی را که زاده خطاب دستور داده بود که در درب خانه فاطمه جمع کنند بازگو نكنند ؟!

آری زاده خطاب دور خانه را که علی و اصحابش در آن بودند محاصره کرد تا بدین وسیله آنان را قانع سازد یا بی محابا بتازند !

همه این داستان ها با نقشه‌ای از پیش طرح شده یا ناگهانی پیش آمد . مانند کفی روی موج ظاهر شد و اندکی نپائید که همراه جوش و خروش عمر از میان رفت ! ... این مرد خشمگین و خروشان به سوی خانه علی روی آورد و همه همدستانش دنبال او به راه افتادند و به خانه هجوم آوردند یا نزدیک بود هجوم آورند ، ناگهان چهره ای چون چهره رسول خدا میان در آشکار شد ـ چهره ایکه پرده اندوه آنرا گرفته آثار رنج و مصیبت بر آن آشکار است ، در چشمهایش قطرات اشک می درخشد و بر پیشانش گرفتگی غضب هویدا بود ... عمر به جای خود خشک شد و آن جوش و خروشش چون موج از میان رفت ، همراهانش که دنبالش به راه افتاده بودند پشت سرش در مقابل در بُهت زده ایستادند ، زیرا روی رسول خدا را از خلال روی حبیبه اش زهرا (سلام الله علیها) دیدند ، سرها از شرمندگی و حیا به زیر آمد و چشمها پوشیده شد ، دیگر تاب از دلها رفت همین که دیدند فاطمه مانند سایه ای حرکت کرد و با قدمهای حزن زده لرزان اندک اندک به سوی قبر پدر نزدیک شد ... چشمها و گوشها متوجه او گردید ، ناله اش بلند شد باران اشک می ریخت و با سوز جگر پی در پی پدرش را صدا می زد.

حضرت فاطمه زهرا

« بابا ای رسول خدا ... ای بابا رسول خدا ! ... »

گویا از تکان این صدا زمین زیر پای آن گروه ستم پیشه به لرزه درآمد ... باز زهرا نزدیک تر رفت و به آن تربت پاک روی آورد و همی به آن غایب حاضر استغاثه می کرد :

«بابا ای رسول خدا... پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابی قحافة چه برسر ما آمد!» دیگر دلی نماند که نلرزد و چشمی نماند که اشک نریزد ، آن مردم آرزو می کردند که زمین شکافته شود و در میان خود پنهانشان سازد .(11)

با ذکر این منابع از روایات اهل سنت نتیجه می گیریم که حضرت زهرا برای دفاع از ولایت امیرالمونین صدمه دیده و آن صدمات موجب بیماری و شهادت ایشان شد و ای گوشه ای بود از ستم هایی که بر بانوی دو عالم حضرت زهرا(سلام الله علیها) واقع شد.اما خوب است بدانیم زهرایی که تربیت شده مکتب ولایت و نبوت بود و خود اسوه فداکاری و شجاعت بود از کتک خوردن و شهادت نمی ترسید و فقط به فکر دفاع از ولایت امیرالمومنین و حق غصب شده ایشان بود.

 

پی نوشت ها:

1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

4- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

5- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

6- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

7- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقلنموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

8- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

9- بحار الانوار، ج43، ص170.

10- الإمام علی بن أبی طالب ، عبد الفتاح عبد المقصود ، ج4 ، ص274-277 و ج1 ، ص192-193.

11- المجموعةالکاملة الامام على بن ابیطالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه سید محمود طالقانى، ج1، ص190 تا 192 .

 

فرآوری: علی نورگستر

بخش عترت و سیره تبیان


نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا(س(

فاطمیه سال گذشته حجت الاسلام ادیب یزدی در یکی از سخنرانی های خود در خصوص نظر رهبر انقلاب درباره تاریخ شهادت حضرت زهرا اظهاراتی کرد.

به گزارش خبرآنلاین این واعظ مشهور تهران درباره فاطمیه و زمان عزاداری برای حضرت زهرا به بیان خاطره و نقل قولی از رهبر معظم انقلاب پرداخته و گفته بود:" یادم می آید یک روز در محضر رهبر عالی قدر انقلاب بودم یکی از آقایان سوال کرد:"درباره شهادت حضرت فاطمه(س) بالاخره 75 روز بعد از رحلت صحیح است یا 95؟" رهبر عالی قدر پاسخ واقعا حکیمانه ای دادند و فرمودند: "برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند."

وی افزوده بود: دقیقا همین نکته ای که حضرت آقا فرمودندمدنظر است.ایام فاطمیه نسبتا طولانی است به جهت این که فضائل حضرت زهرا(س) هم بی حد و حصر و بی اندازه است. فاطمه زهرا(س) ریشه، اصل و اساس ولایت و عصمت و حقیقت امامت است. هر قدر فضائل ایشان گفته شود اولا تمام شدنی نیست و ثانیا برکات بسیاری بر بیان فضائل فاطمی آمده است به عنوان نمونه بیان فضائل فاطمه(س) نفاق را از انسان می زداید، ایمان انسان را زیاد می کند، موجب بصیرت عمیق انسان نسبت به حوادث و وقایع تاریخی می شود، انسان را با حقایق و بطن این عالم آشنا می کند، انسان را پیش خدا و حضرات معصومین(ع) خصوصا حضرت بقیة الله(عج) محبوب می نماید و زمینه کسب تقوا و فضیلت را در انسان مضاعف می کند و بسیاری از فضایل دیگر. لذا جامعه شیعی ما به ذکر فضائل فاطمی بسیار نیازمند است و بحمد الله فرصت خوبی هم در ایام فاطمیه فراهم شده که توسط هیئتی ها، متدینین، نمازگزاران و مسجدی ها در مراسم هایی مختلف این فضائل گفته شود.

ادیب یزدی گفته بود:ایام فاطمیه هم نزد شیعیان و ارادتمندان خاندان حضرت محمد(ص) ایام معین و کاملا علنی است. اما برای شهادت حضرت صدیقه فاطمه(س) 4 نقل وجود دارد اول اینکه برخی معتقدند خانم(س) 40 روز بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص) به شهادت رسیده اند بعضی ها گفته اند 60 روز، بعضی ها 75 و بعضی ها دیگر 95 روز. اما برای این که روز عظیم شهادت بی بی از دستمان نرود فصلی را به عنوان ایام فاطمیه قرار داده ایم که در مشخص ترین ایام 10 روز قبل از شهادت 75 تا 10 روز بعد از شهادت 95 در نظر گرفته شده است.یعنی در طول سال حداقل 40 روز برای بیان فضائل فاطمی قرار گرفته شده است


بسم رب الفاطمه الزهراء
 
امسال بهار غرق ماتم شده است
 
نوروز به فاطمیه توام شده است
 
کی شاد دل شیعه شود از نوروز
 
وقتی که دل علی پر ز ماتم شده است

(پنجم فرودین شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد)

فاطمیه و نوروز 92

فاطمیه و نوروز 92

ايام نوروز و عيد باستاني نوروز يكي از سنتهاي بزرگ ايران و حتي ديگر كشورهاي منطقه هستش .... هممون توي دوران زندگيمون خاطرات خوشي رو از اين ايام داشتيم و داريم ...

از ذوق و شوق لباس و كفش نو .... از تخم مرغ رنگ كردن ... از سبزه گذاشتن .... لحظات سال تحويل ..... از عيدي گفتن .... از اجيل و شيرينيهاش ..... تا دور هم نشينيها و گفتن و خنديدن ها و مسافرتها و ....

همه و همه از لطف و بركت تحويل سال نو و نوروز خاطرات خوبي توي ذهن ما ساخته ....

پدر مادر ها هم اگه هميشه سعي داشتند اين ايام رو به كام بچه ها شيرينتر كنند امسال كه در چند ماه اخير مشكلات اقتصادي و گروني و تورم از هميشه بيشتر شده ...باز دارن سعي ميكنند برا اينكه بچه ها و خانواده و حتي خودشون لحظات شادي رو سپري كنند تا تمام اين مشكلات رو براي مدتي فراموش كنند از الان برنامه ريزي كنند ...

این حال و هوای بهاری و نشاط و سرزندگی طبیعت طراوتی را به زندگی شهروندان نیز خواهد بخشید. تقویم شمسی 92 با ایام قمری امسال بیانگر تلاقی ایام شهادت و عزای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و ایام نوروز را نشان می دهد. اتفاقی که مردم دین مدار ما اولین باری نیست که آن را تجربه می کنند و قطعاً آخرین بار هم نخواهد بود.

مردم مسلمان ایران براساس فرمایش شریف امام عسکری(علیه السلام) که فرمود شیعیان ما در شادی ما اهلبیت شاد و در غم ما اندوهگین خواهند بود، زندگی خود را براساس ارادت به اهلبیت تنظیم می کنند. اما نکته ای که مهم است و باید به آن توجه کرد انجام وظیفه و تکلیف حاکمیت در رعایت و پاسداشت این ایام است.

سعی کنیم در این ایام دل مهدی فاطمه عج را با اقمه عزای مادرش شاد کنیم

به امید ظهور نازنینش